خوش هوای سالمی دارد دیار نیستی
امشب قسمت شد در سالگرد شهادت بانوی نازنین جهان اسلام حضرت فاطمه ی زهرا (س ) در کنار قبر یکی از معلمان مظلوم آموزش و پرورش آران و بیدگل ، دقایقی را با قرآن به سر بریم.
ظهر، احمد مقنی زنگ زده بود که جلسه ی قرائت قرآن دبیرستان شهیدان عبداللهی قصد دارند در ایامی که هنوز خیلی از روزهای هفته ی معلم فاصله نگرفته است، نشستی داشته باشند درقبرستان فیض کاشان، برسر مزار زنده یاد علی خرسند.
شادروان خرسند دبیر تاریخ و جغرافیا بود. به نسبت با سواد و اهل تحقیق و مطالعه. از روزگار خیری ندید. و تقریبا تمام عمرش را با ناداری و فقر زیست. ولی هیچ گاه لبخند را فراموش نکرد. انگار که اهل این دنیا نبود. چرا که اگر می بود باید ناجنس و دغل می بود.که نبود.باصدایی بسیار خسته و چهره ای همیشه رنجور.اما در سلام کردن(حتی به دانش آموزانش) پیشقدم. و سخت معتاد به سیگار.بعضی وقت ها که سفارشش می کردم کمتر دود کند، جوری نگاهم می کرد که احساس شرمساری می کردم. بشر موجود پیچیده ای است و وقتی می خواهد درد هایش را پنهان سازد، پیچیدگی های درونی اش به نحوی در چشمهایش می نشیند که مخاطب را از زندگی سیر می کند.
کار امشب دبیران مدرسه ی عبدالهی فوق العاده زیبا بود . اکبرگلچین، حسین بخشی ، محمد بهروان و تعدادی از باز نشسته های فرهنگی، یاد معلمی را گرامی می داشتند که در پاییز هشت سال پیش، من در باره اش نوشته بودم:
« ... نسیم سردی که در صبحگاه سیزدهم آبان، شاخ وبرگ درخت های روبروی آموزش وپرورش را به شدت تکان می داد، بی پروا ولجباز مسیرش را عوض کرد ویک اعلامیه ی ترحیم رااز روی دیوار روبرو کند، درهم مچاله کرد و به زیر پای رهگذران انداخت...علی خرسند در بعداز ظهریازدهم آبان 82 به دلیل ابتلا به تومور مغزی در بیمارستان کاشان در گذشت، مجلس ختم او در دوازدهم آبان برگزارو اعلامیه ی ترحیمش در سیزدهم آبان به دست باد سپرده شد... »
امشب در جوار قبر علی، آرامش عمیقی برقرار بود . من و فریدون کنار هم نشسته بودیم . فریدون می گفت آقای خرسند معلم او بوده است. من در صحبت های کوتاهی که خطاب به جمع داشتم از کتاب تالیفی مرحوم خرسند یاد کردم:
زندگی سیاسی حاج میرزا ابراهیم خان کلانتر( اعتمادالدوله)
این کتاب در روزهایی تالیف شد که علی روزگار سختی را پشت سر می گذاشت . کسانی که علی این کتاب را به آنها تقدیم کرده است ، امشب در کنار آرامگاه او مشغول تلاوت قرآن بودند: همسر وفرزندانش زهرا و محمد حسین.
و امّا بعد...
خوش هوای سالمی دارد دیار نیستی
ساکنانش جمله یکتا پیرهن خوابیده اند
فیض کاشانی